673 غر زدن ممنوع هرمیت جان
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:03
رفتار کائنات بیش از حد مشکوکه.به هرچیزی که فکر کردم بعد از چند سال واسم اتفاق افتاد. مگه میشه !!!!!کاش هیچوقت به ذهنم خطور نمیکرد که یه روزی ممکنه کارمو از دست بدم و تغییر شغل بدم از صفر صفر صفر در یه شاخه بی ربط.الان قابلیت اینو دارم که حتی بازاریاب یه شیرینی عرضهی یا حتی عرضهنده سیب زمینی باشم و ح...
674
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:03
سال چهارصدو دو ، اوضاع لحظه به لحظه بدتر میشد. در محیط بزرگی زندگی نمیکردم گاو پیشونی سفید بودم و نمیتونستم به هر شغل و کسب و کاری دست بزنم دنیایم کوچک شده بود همچون شیرینی های نخودی درون ظروف ماکروفری طب پلاستیک.اندوخته ای نداشتم تا بتونم مهاجرت کنم یا محل زندگیمو عوض کنم. و فقط و فقط و فقط مقاومت ...
675
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:03
روکش صندلی را کنار میزنم و بسته سیگار مچاله را با هزار زحمت بیرون میکشم. با ولع یکی از سیگارها را خارج میکنم. حسی شبیه به مافیای قاچاق مواد مخدر دارم. فیلتر سیگار را چند مرتبه به فرمان ماشین میکوبم تا توتون در سطح سیگار یکنواخت شود با انگشتانم کمی نوازشش میکنم مبادا کاغذ سوراخ شده باشد و روی لبم میگ...
676
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 5:03
676 عصرها دلم میگیرد و نمیتوانم در خانه بمانم. از لابلای لارستان و افتخاری و عبده و نورورزی عبور میکنم.مقابل ایستگاه مترو جهاد یک کاسه آش سفارش میدهم.در پیاده رو مینشینم و به گربه ها سلام میکنم. کاسه به انتها میرسد. بلند میشوم از مطهری و بهشتی عبور میکنم و به پارک ساعی میرسم از میان نیمکت های پسرک ه...
673 غر زدن ممنوع هرمیت جان
-
تاریخ: 1402/12/3 ساعت: 13:22
رفتار کائنات بیش از حد مشکوکه.به هرچیزی که فکر کردم بعد از چند سال واسم اتفاق افتاد. مگه میشه !!!!!کاش هیچوقت به ذهنم خطور نمیکرد که یه روزی ممکنه کارمو از دست بدم و تغییر شغل بدم از صفر صفر صفر در یه شاخه بی ربط.الان قابلیت اینو دارم که حتی بازاریاب یه شیرینی فروشی یا حتی فروشنده سیب زمینی باشم و ح...
671
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 15:17
یهو به خودم اومدم و دیدم بعد از یک هفته هیچ ظرف تمیزی توی خونه ندارم که توش غذا درست کنمحتی کاسه، نعلبکی و پیش دستی دیگ ها کپک زده بود استکان ها و لیوان ها شبیه آدم کوتوله های زرد رنگ، قطاری وایستاده بودنو توی آشپزخونه حشره های خاکستری رنگ پرواز میکردن و صدای ویزززززز مگس میومد.بوی خاصی در فضای آشپز...
672
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 15:17
امروز تصادف کردم در یه لحظه اتفاق افتاد کمتر از یک ثانیه..... دقیقا همون لحظه که با خودم خلوت کرده بودم و انگلیسی حرف میزدم.بیمه ماشین تموم شده بود. پشت گوش انداخته بودم و حالا با اینکه طرف مقابل مقصر بود اما قطعا ماشینم رو پارکینگ میخوابوندن.مجبور شدم بیخیال قضیه بشم. یه مبلغی به طرف مقابل دادم و ر...
668
-
تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 23:22
ب مثل بروکر باینری فاینانس جان؟! این که گفتی یعنی چه؟!
669
-
تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 23:22
میدونستید دندون پزشکا متوجه میشن که شما رابطه ی دهانی داشتید یا ن :)؟
670
-
تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 23:22
1- بعد از یک ماه در وبلاگش پست جدید گذاشت و من چهاربار متنش رو خوندم تا فهمیدم منظورش چی نوشته بود.2- واقعا چطور ممکنه یه دختر 45 کیلویی این قدر قوی و قدرتمند بنویسه و باعث بشه من به خاطرش دو نخ سیگار دود کنم.3- چقدر این روزها سخت میگذره و پر استرس4- میخام قبل از رسیدن به 40 سالگی تدریس رو ول کنم کس...
657
-
تاریخ: 1399/5/23 ساعت: 14:34
پشه منو گزید جای حساسی رو هم گزید خیلی خیلی بد
661
-
تاریخ: 1399/5/23 ساعت: 14:34
لپتاپم هر پنج دقیقه، مثل شیر زخم خورده، غرش میکنه. بعدش سی ثانیه خرت خرت نهیفی انجام میده و آخرش ساکت میشه.میترسم توی این اوضاع و احوال دستمو توی پوست گردو بذاره.تورو خدا تو دیگه منو به امون خدا رها نکن.
662
-
تاریخ: 1399/5/23 ساعت: 14:34
خوشی های ناپایدار... خنده های زودگذر ... گاهی وقتا تحملم ته میکشه... وانمود کردن به عادی بودن کمی سخته... آدمای پُر درد، ناسازگار میشن خرده نگیرید بهشون.
663
-
تاریخ: 1399/5/23 ساعت: 14:34
_ قرنطینه خود را چگونه گذرانده اید ؟ _ از توییتر به تلگرام ، از تلگرام به توییتر
664
-
تاریخ: 1399/5/23 ساعت: 14:34
دیگه به هیچ کدوم از کارام نمیرسم در یک کرختی بی پایان گیر کردم یه عالمه کار عقب افتاده و جامونده و فراموش شده دارم واقعا عجیبه که چطور در این سه ماه بیکاری به هیچکدومشون نرسیدم یهویی یاد دوران دانشجویی افتادم فقط یک ماه تا دفاع از پایان نامه فرصت داشتم و کلی فایل و مقاله و پروژه بایگانی نشده و نخوان...
659
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:07
این روزا زیاد میخوابم.خسته هستم خسته تر از همیشه.
660
-
تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:07
با آنفولانزا درگیر بودم. 5 روز و شب پر از کابوس و تب و لباس همیشه خیس و بوی عرق و بی حالی و توهم.اما بالاخره تموم شد و حالا درگیر دندون درد هستم.طبق نظر متخصصین دوتا دندون همزمان نیاز به عصب کشی و پر
658 پراکنده
-
تاریخ: 1397/11/17 ساعت: 5:28
1- فصل پاییز با افسردگی های بی دلیلش رسید اما من فقط زمانی که بی پول باشم افسرده میشم 2- آیا تا به حال، از نزدیک، غذاخوردن یک نوزاد را دیده ای. منظور از غذا خوردن، میک زدن به نوک پستان سیاهرنگ مادرش است. 3- در شهر من هوای اینقدر سرد شده که بعد از یک ساعت هنوز کتری، جوش نیومده تا چای درست کنم. اگر کب...
651
-
تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
بهار 97 فرا رسید بدون هیچ دخالتی فروردین تموم شد و وارد اردیبهشت شدم فقط و فقط از روی ناچاری درست مثل نوشیدن اجباری یک لیوان آب بعد از خوردن بیسکوئیت ساقه طلایی گرجیازدواج کردم و متاهل شدم
652
-
تاریخ: 1397/5/3 ساعت: 19:46
دستام گزگز میکنه هیچ راهی ندارم جز اینکه تند تند بمالمش تا خون بیشتری به اون ناحیه برسه و دردش یهویی ناپدید بشه. شاید مغزم بیشتر احتیاج داشته باشه.