یهو به خودم اومدم و دیدم بعد از یک هفته هیچ ظرف تمیزی توی خونه ندارم که توش غذا درست کنم
حتی کاسه، نعلبکی و پیش دستی
دیگ ها کپک زده بود استکان ها و لیوان ها شبیه آدم کوتوله های زرد رنگ، قطاری وایستاده بودن
و توی آشپزخونه حشره های خاکستری رنگ پرواز میکردن و صدای ویزززززز مگس میومد.
بوی خاصی در فضای آشپزخونه میپیچید شبیه سطل آشغال های مکانیزه شهرداری
و احساس میکردم هر لحظه ممکنه یه گربه یا موش از لابلای ظرف ها بیرون بپره
مجبورم تا پایان شب حجم زیادی از ظرف و قابلمه رو بشورم و بیشتر با کوزت همزادپنداری کنم
من لیاقت استفاد از خونه خالی به مدت یک هفته رو ندارم
تنها کار مفیدم این بود که در خونه بدون شورت قدم بزنم و فرمانروای کنم.
و هر لحظه افسرده تر بشم.
نقطه سرخط
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی