امروز تصادف کردم در یه لحظه اتفاق افتاد کمتر از یک ثانیه..... دقیقا همون لحظه که با خودم خلوت کرده بودم و انگلیسی حرف میزدم.
بیمه ماشین تموم شده بود. پشت گوش انداخته بودم و حالا با اینکه طرف مقابل مقصر بود اما قطعا ماشینم رو پارکینگ میخوابوندن.
مجبور شدم بیخیال قضیه بشم. یه مبلغی به طرف مقابل دادم و رفتم (و آخرش نفهمیدم طرف مقابل از کجا متوجه شده بود بیمه ماشین ندارم)
اونقدر خودمو درگیر روزمره کرده بودم که وقت برای فکر کردم نداشتم. با دستای خودم آرامشم رو از بین برده بودم و حالا مجبورم در ماشین توی مسیر جاده ها در حال رانندگی با خودم حرف بزنم.
درب ماشین (سمت شاگرد) داغون شده و آقای صافکار گفته حدود 8 تومن هزینه در نظر بگیر
قرار بود ماشین تیبا رو بفروشم و بزنم به زخم زندگیم
و حالا عمیقا احساس درماندگی میکنم چون مبلغ تعمیر ماشین رو ندارم.
نقطه سر خط.
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی