برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
ب مثل بروکر باینری فاینانس جان؟! این که گفتی یعنی چه؟!
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
میدونستید دندون پزشکا متوجه میشن که شما رابطه ی دهانی داشتید یا ن :)؟
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
1- بعد از یک ماه در وبلاگش پست جدید گذاشت و من چهاربار متنش رو خوندم تا فهمیدم منظورش چی نوشته بود.
2- واقعا چطور ممکنه یه دختر 45 کیلویی این قدر قوی و قدرتمند بنویسه و باعث بشه من به خاطرش دو نخ سیگار دود کنم.
3- چقدر این روزها سخت میگذره و پر استرس
4- میخام قبل از رسیدن به 40 سالگی تدریس رو ول کنم کسب و کار جدیدمو راه بندازم
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
لپتاپم هر پنج دقیقه، مثل شیر زخم خورده، غرش میکنه. بعدش سی ثانیه خرت خرت نهیفی انجام میده و آخرش ساکت میشه.
میترسم توی این اوضاع و احوال دستمو توی پوست گردو بذاره.
تورو خدا تو دیگه منو به امون خدا رها نکن.
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
خوشی های ناپایدار...
خنده های زودگذر ...
گاهی وقتا تحملم ته میکشه...
وانمود کردن به عادی بودن کمی سخته...
آدمای پُر درد، ناسازگار میشن خرده نگیرید بهشون.
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی
دیگه به هیچ کدوم از کارام نمیرسم در یک کرختی بی پایان گیر کردم
یه عالمه کار عقب افتاده و جامونده و فراموش شده دارم
واقعا عجیبه که چطور در این سه ماه بیکاری به هیچکدومشون نرسیدم
یهویی یاد دوران دانشجویی افتادم فقط یک ماه تا دفاع از پایان نامه فرصت داشتم و کلی فایل و مقاله و پروژه بایگانی نشده و نخوانده داشتم. ساعت 11:20 دقیقه شب بود در یک لحظه تصمیم گرفتم همشونو شیفت دیلیت کنم و بخوابم.
فردا صبح یک درایو 100 گیگی، آب رنگ و خالی در لپتاپم خودنمایی میکرد.
برچسب:
نویسنده: پویان عابدی